ادامه مطلب
ادامه مطلب
"الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم، یحوطونه مادرت معایشهم و اذا محصوا بالبلاء قل الدیانون"
" مردم بندگان دنیایند و دین بازیچه ای بر سر زبان های آن هاست- برای امرار معاش- و چون به سختی امتحان شوند، چه اندکند دینداران!"
http://www.americanscientist.org/science/pub/iranian-ministers-in-plagiarism-row
*حضور دانشجویان رشته معماری در کنار کتابداران و ارائه مقالات مشترک آغاز مبارکی است و می تواند الگوی مناسبی برای سایر مباحث بین رشته ای باشد.
* سرکار خانم سلطانی با کسالت شدیدی که داشتند در همه جلسات شرکت کردند.او به راستی مظهر پویایی و تعهد و شرافت حرفه ای است.
*نمایش میان پرده هایی از وضعیت ساختمانی کتابخانه مختلف در دنیا ابتکار بجایی بود.
*دانشجویان اصفهانی بسیار فعالانه در اداره سمینار همکاری داشتند اما اعضای هیات علمی گروه کتابداری اصفهان حضوری بی رنگ داشته و شاید حضور نداشتند!!!!!!حضور گروه کتابداری پزشکی اصفهان پر رنگتر و پویاتر بود.چرا باید در چنین همایش ملی گروهی از خود بیحالی یا بد حالی نشان دهند؟اگر به پاسخ رسیدید مرا هم مطلع کنید.
در کتابخانه ملی به دنبال اطلس جغرافیایی می گشتم که نام استاد "ثریا قزل ایاغ" بر روی عطف کتابی نظرم را به خود جلب کرد. عنوان کتابی که نام استاد بر روی آن بود "راهنمای بازیهای ایران" بود. این کتاب با همکاری خانم شهلا افتخاری و زیر نظر اقای دکتر حری تهیه شده است. طبق مقدمه کتاب، طرح گردآوری بازیهای ایران در سال 1368 در دفتر پژوهشهای فرهنگی تصویب شده و کار گردآوری اطلاعات تا سال 1376 طول کشیده است. کتاب هم در سال 1379 منتشر شده است. یعنی نزدیک به یازده سال کار شده است تا چنین راهنمایی تهیه شود. کتاب خیلی جالبی است که انواع و اقسام بازیها را بر حسب الفبایی نام استان لیست کرده است. در ابتدا هم روشهای تعین نوب در بازیها مثل "آفتاب وضو، بر زدن، پر یا خالی، پشت دستی، پشک انداختن و..." را توضیح داده است. بعد هم روشهای یارگیری در بازیها مثل: "چُرچُر، سلار، من من-توتو، ورآمدن، شوری و پری و...." را لیست کرده است. در کتاب نزدیک به 1800 نوع بازی با توضیحات و روش بازی و نزدیک به 600 نوع بازی بدون توضیحات لیست شده است.
مرور این کتاب نشان می دهد که در گذشته مردم برای گذران اوقات فراغت، چقدر خلاقیت به خرج می دادند. و چه بازیهای جالب و عجیب و غریبی در کتاب است که اگر کسی بخواهد سرگرمی سالم و جالب برای خودش و خانواده اش تهیه کند، این کتاب یکی از بهترین راهنماها است.
|
مطلب ادامه را در نظرات یکی از مطالب گذاشته شده است و گفته بودند که اطلاع رسانی کنیم از آنجا که مطلب خوراکی بسیار مهم است و کتابخانه ها حتی با ترویج خوراکی ممکن است بیشتر بچه ها را جذب کنند و بهرحال هر کار نو و تازه ای ارزشمند است حال چند پیشنهاد داشتم که در آخر به ذکر آنها می پردازم :
| |||||
با سلام خدمت دوستان همکار و هم وبلاگی عزیز و همه علاقمندان به آرشیو و اسناد:
بدينوسيله به اطلاع دوستان و همراهاني كه موفق به ارسال چكيده مقاله شان نشده اند مي رساند، مهلت ارسال چكيده مقاله تا هشتم آذر ماه 1388 تمديد شده است.
ادامه مطلب
چندیست در انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران (شاخه خراسان) کارگاه هایی را برگزار می کنیم. این کارگاه ها یک هفته در میان، در مکانی ثابت و با برنامه ای ثابت که از چندین ماه قبل اعلام شده برگزار می گردد. افرادی هستند که در تمام این کارگاه ها ثبت نام و شرکت می کنند، افرادی هستند که مواردی را انتخاب و در کارگاه مربوطه شرکت می کنند و مواردی هم از سوی ادارات یا سازمانها معرفی و در کارگاه مربوطه حضور می یابند.
دسته دیگری هستند که قبل از هر کارگاه از طریق وبسایت ثبت نام می کنند ولی هربار نمی آیند. برایم بسیار جالب است که تعدادی از این افراد بطور مکرر این کار را انجام می دهند
یعنی قبل از کارگاه ثبت نام می کنند اما هر بار نمی آیند، حتی طی تماسی که روز قبل از کارگاه با آنها گرفته می شود می فرمایند که حتما خواهند آمد اما باز هم در روز کارگاه...!
یعنی یک انسان (یک کتابدار!) از برنامه های یک هفته خود و اینکه می تواند در یک روز ثابت به کلاسی برود یا نرود آگاهی ندارد؟ و هفته آینده هم باز همین طور؟ و باز هفته ای دیگر.......!؟ یا این یک بازی و تفریح جالب برای تمرین ثبت نام در وب سایت هاست!!!؟
هرچه فکر کردم دلیل آن را نیافتم. شما می دانید چرا!؟ ![]()
همكار محترم آقاي سيامك محبوب باب بحثي را در گروه بحث گشودند كه مدتي بود ذهنم را قلقلك مي داد:
به تازگي كتابي خواندم به نام "لالايي براي دختر مرده" نوشتة حميدرضا شاه آبادي كه سال 1386 توسط نشر فخيمة افق منتشر شده است.
داستان اين كتاب كه يك رمان نوجوانان است، درباره ماجراي تاريخي فروش دختران قوچاني است كه از زبان چهار راوي در فصل هاي مجزا روايت مي شود. روايتي غريب و تكان دهنده.
آنچه كه سواي فرم داستاني و محتواي تاريخي و البته تلخ آن برايم جذابيت داشت، اشاره گاه و بيگاه راويان به كتابخانه از جمله كتابخانه عمومي و كتابخانه ملي بود و چندباري هم در آن به "كتابدار" اشاره شده بود. جايي در اوايل داستان هست كه يكي از راويان يعني "مينا" از بازي تقدير و به نوعي تصادف در زندگي دايي اش مي گويد و اينكه اگر روزي در ميدان تجريش دايي دوست دوران سربازي اش را نديده بود و آن دوست از او براي كار در شركتش، يعني يك شركت واردات علوفه، دعوت نكرده بود، دايي حتمن سرنوشتي متفاوت مي داشت و مي توانست به جاي تاجر علوفه مثلن "كتابدار" شود.
اينكه شاه آبادي به جاي هر شغلي در اين دنيا شغل كتابداري را به عنوان سرنوشت محتمل دايي راوي در نظر گرفته بود، برايم خيي جالب بود.
جلوتر كه مي رويم، مينا باز هم به كتاب اشاره مي كند. و در جاي ديگري پدرش به تلاش يك محقق كه دو ماه تمام از صبح تا شب در كتابخانه عمومي عشق آباد از روي يك نسخه خطي رونويسي مي كرده صحبت مي كند. و بعد راوي ديگر كه همان نويسنده باشد شرح اين استنساخ و البته رفتار نه چندان مهربانانه كتابداران كتابخانه عمومي عشق آباد را برايمان روايت مي كند.
همان طور كه گفتم لالايي براي دختر مرده روايتي نسبتن پيچيده و تو در تو دارد. و اين پيچيدگي البته در حدي نيست كه مخاطب نوجوان را سر درگم كند، اما براي بزرگسالان نيز داستاني جذاب و پركشش مي آفريند.
حميدرضا شاه آبادي سالهاست كه مدير كل انتشارات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان است و در اين كتاب هم الحق از تجربه هاي انتشاراتي اش و همزيستي اش با كتابداران دلسوز كانون به خوبي بهره گرفته است.
فکر کردم چه قدر می تواند این فارغ التحصیل به انجمن اصلی و پایه درخت نشاط ببخشد
فکری به سرم زد و سوالی در ذهنم پدیدار شد اینهمه شاخه انجمن استانی - دانشجویی و... چه قدر این شاخه ها به انجمن اصلی کمک می کنند ؟؟؟ چه قدر تاثیر دارند در اهداف انجمن اصلی ؟؟ چه قدر از کمک های فکری آنها بهره می بریم .
درست است که برخی شاخه های پربارند ولیکن اگر به فکر پایه نباشیم شاخه ای داریم پربار بر یک تنه ضعیف
رده بندی کردن سنی نمی دانم چه قدر تاثیر دارد در انجمن ؟ آیا انجمن مال ادکایی ها نیست ؟ ادکایی ها به غیر از تلاش های خودشان با انجمن چگونه فعالیت می کنند؟ به نظر من دانشجو موتور اصلی حرکت در هر فعالیت گروهی است پس در انجمن نیز باید جایگاه والایی داشته باشد.
با سلام خدمت دوستان همکار و هم وبلاگی عزیز و همه علاقمندان به آرشیو
یادآوری: ارسال چکیده مقاله برای همایش آرشیو برای همه فراموش نشود
ادامه مطلب
چندی پیش در مجلس بحث وزرای زن مطرح شد. چیزی که به نظر از امور قابل بحث و بررسی است. این جا نمی خواهم جنبه های سیاسی قضیه را مطرح کنم بلکه آنچه مورد توجه قرار می دهم این است که به واقع آیا می توان تقسیم بندی فرصت ها و شرایط گوناگون اجتماعی، سیاسی، لشکری و غیره را با توجه به دو معیار جمعیت و سطح تحصیلات و فارغ از ویژگی های روحی و جسمی دو جنس مختلف بین آن ها انجام داد.
هرچند خارج شدن از پوسته ی جنسیتی برای قضاوت منصفانه و منطقی در این باب، امری به غایت دشوار می نماید لیکن بر تمام دوستان فرض است که این جهاد علمی را به جان بخرند و آن گاه نظراتشان را در اختیار دیگران قرار دهند.
راستش من معتقدم زن و مرد ویژگی هایی دارند که هر یک را برای انجام امور خاصی که در خلقت آن ها پیش بینی شده مهیا می سازد. البته اشتراکات آن ها در مقام انسانیت بی شک بیش از تفاوت هایشان است اما غفلت از این تفاوت ها برای واسپاری نقش های گوناگون، لطمات جبران ناپذیری را به بنیان اساسی خانواده زده و خواهد زد. به شدت با دیدگاه سنتی مخالفم اما نگاه مدرن و پست مدرن بشر لیبرال امروزی را نمی پذیرم.
تنها به طرح یک سوال اساسی برای تفکر بیشتر بسنده می کنم. آیا عدم تجانس تحصیلات، تعداد، مشاغل و درآمد برای دو جنس زن و مرد و به عبارت بهتر دختر و پسر، آن هم با توجه به نقش ذاتی که نقاش هستی برای هر یک در این تابلوی زیبا و موزون در نظر گرفته است، در بلند مدت تعادل اجتماعی را خدشه دار نمی سازد؟
عضو هيت مديره يكي از انجمنهاي علمي تاريخي در گزارش خود به مجمع عمومي انجمن گفت:
"با وجود دشواری های ثبت انجمن در اداره ثبت شرکت ها، انجمن پس از شش ماه، رسما تاسیس شده وخبر آن در روزنامه رسمی کشور اعلام شد. سپس وزارت علوم، محلی در خیابان ویلا را به انجمن اختصاص دادند. اخیرا با تفاهم نامه ای که با کتابخانه ملی امضاء شد، مکانی در موزه گنجینه تاریخ به انجمن واگذار شد. استقرار انجمن در این مکان، باعث سهولت کار اعضای انجمن و دسترسی آسان آن ها به مرکز اسناد و کتابخانه ملی خواهد شد."
از كاركنان محترم كتابخانه ملي درخواست ميگردد تا محل استقرار دفتر اين انجمن در موزه گنجينه تاريخ را شناسايي و باينجانب اطلاع دهند.
در سال ۲۰۰۵کنفرانس روسای کتابخانه های ملی CDNL همزمان با نشست ایفلا در اسلو تشکیل شد. یادم می آید در آن کنفرانس رئیس کتابخانه ملی فرانسه جملات تندی را بر علیه انگلیسی شدن فضای اینترنت و از آن مهمتر شرکت گوگل که تازه پروژه ارائه کتاب دیجیتالی را آغاز کرده بود به کار برد. او معتقد بود که این روند به نابودی زبان های دیگر و هم چنین نابودی کتابخانه ها می انجامد و نوعی استیلای فرهنگ امریکایی را پدید می اورد . موضع گیری او برایم عجیب نبود. در ملاقاتهای قبلی که با ایشان در فرانسه داشتم مواضع ضد انگلیسی او را شنیده بودم.او ناسیونالیست دو آتشه دوگلی بود. امشب مقاله زیر را از لوموند دیپلوماتیک خواندم. به نظر می آید روی کار آمدن سرکوزی و و لاجرم تعویض ریاست کتابخانه ملی فرانسه به کلی سیاستهای آنان را در این زمینه چپه !کرده است . مقاله " کتاب در طوفان دیجیتالی" را در ادامه مطلب ببینید:
ادامه مطلب
یکی از همکاران عزیز توصیه هایی را فرستاده اند که شاید خواندنش و از آن مهمتر عمل به آنها مفید باشد:
روز اول
از كارهايي كه ناچاري انجام دهي لذت ببـــر.
نق زدن تنها تو را خسته تر مي كند و نمي گذارد كار را درست انجام دهي.
اما اگر با موفقيت مانند يك دوست رفتار كني.
مثل سگ همه جا به دنبالت خــــــواهد بود.
روز دوم
سعي كن كارهايت را از صميم قلب انجام دهي.
نه به صرف اين كه ناچاري انجام دهي.
بايد به كارت ايمان داشته باشي.
يك جريان آب ضعيف ، تنها نيمي از باغچه را آبياري مي كند.
روز سوم
ادامه مطلب
اخیرا برنامه ای پنج شنبه شبها از شبکه ۴ ساعت 22:15 پخش می شود که در آن دکتر مهدی محسنیان راد به بیاناتی از کتاب جدیدشان " ایران در چهار کهکشان ارتباطی" می پردازند. ایشان تاريخ ارتباطات ايران را با الهام از نظريهي سه کهکشان مارشال مک لوهان (Marshal McLuhan)، جامعه شناس معروف كانادائي، مرور می کند. این برنامه از جهاتی خیلی جالب و دیدنی است؛ با اینکه برنامه درواقع گفتگویی دونفره است اما شنیدن تاریخ، تمدن و ابزارهای ارتباطی قدیم ایران و دیگر کشورهای متمدن قدیم از زبان ایشان بس شنیدنی است.
دیدن این برنامه را به شما عزیزان و سروران پیشنهاد می کنم. تکرار این برنامه جمعه ها حدود ساعت۱۵.
چندی پیش به دنبال راه های آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان بودم که به نتایج جالبی دست یافتم:
2. اینجا زبان فارسی را بصورت درس به درس و از طریق آشنایی با جملات و عبارات رایج آموزش می دهد.
انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران (شاخه خراسان)
برگزار می کند:

برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر به
وبسایت انجمن انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران (شاخه خراسان) مراجعه فرمایید.
انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران (شاخه خراسان) در نیمه دوم سال ۱۳۸۸ اقدام به برگزاری چندین کارگاه آموزشی یکروزه و همچنین کلاسهای آمادگی کنکور کارشناسی ارشد علوم کتابداری و اطلاع رسانی نموده است.
اطلاعات بیشتر در مورد این کلاسها را در ادامه مطلب بخوانید...
الناس ثلاثه:فعالم رباني و متعلم علي سبيل نجاه و همج رعاع اتباع كلَّ ناعق يميلون مع كل ريح، لَم يستضيئوا بنور العلم و لم يلجاؤا الي رُكن وثيق
علی ع انسانها را در سه گروه تقسیم می کند. بلاشک هر یک از ما باید در یک گروه قرار گیریم:
دانشمندان خدایی دانشجویان راه رهایی و پشههاي سرگردان و درهم غلتان كه به پيروي هر بانگي و با وزش هر بادي به سَمتي متمايل ميگردند، كساني كه از فروغ علم بيبهرهاند و به پايگاه مستحكم و استواري پناه نياوردهاند.
شاید اطلاق "عالم ربانی" در حصر معصومان و نادر افرادی باشد که کمیابند و در این دوران نایاب.ما انسانهای معمولی دو راه بیشتر نداریم: یا دانشجوی راه نجات باشیم یعنی با کسب آگاهی و علم راه رهایی و نجات را بیابیم و یا همچون مگسان سرگردان هر روز بادی متمایلمان کند و یا صدایی مجذوبمان گرداند.به راستی ما خود را در کدام گروه قرار می دهیم؟
***********************************************************************
سه شنبه هفته گذشته سرویس دهی جی میل به مدت دوساعت دچار اختلال شد. ظاهرا این اختلال دو ساعته به خاطر اشتباه محاسباتی در تعمیرات دوره ای سرورهای این شرکت بوده است. یکی از مسئولان گوگل ضمن عذرخواهی از مشترکان گفت که با این اختلال ها جدی برخورد می شود.
می دانیم جی میل یکصد و پنجاه میلیون مشترک دارد وسرویسش رایگان است.
خیلی خوش به حالم شد که خداتوفیق این را داد که در این کلاس درس ( تودیع ) نیز شرکت نمایم .
بحث "نا امید نباشیم" خود من خیلی زمانها دیو ناشکری و نا امیدی به طرفم حمله می کند و مدتها طول می کشد تا با مبارزه با این نفسم باز هم امیدوارانه تلاش می کنم و خودم را با توکل به خدا روحیه بدهم . این تمرین روزانه من است و بالاخره مثبت اندیش می شوم و عینک نیک بینی می زنم . ولی باز امان از دست این نفس...
داستانی را برایتان نقل می کنم : نمی دانم نویسنده اش کیست ؟ برایم ارسال شده است مطمئنا نوشته من نیست.
ادامه مطلب
از اقبال خوب، چند صباحی است در محل کار با یکی از مدیران لایق و به واقع مدبر که در این روزگار حکم اکسیر نایاب را یافتهاند آشنا شدهام. البته خدا را شکر که او نه کتابدار است و نه خبری از این وبلاگ دارد که انگ اتهام را برای بنده به ارمغان بیاورد!
ادامه مطلب
از حضور گرم و صمیمانه شما بزرگواران در مراسم تودیع کمال تشکر را دارم. خدا مرا شایسته این همه محبت و لطف قرار دهد. برای همه شما آرزوی توفیق و بهروزی دارم.
مدتی قبل از طریق یکی از دوستان و با استفاده از تکنولوژی ارزشمند بلوتوث تعدادی کتاب الکترونیکی صوتی و متنی را دریافت نمودم.
چندی از این ماجرا و مطالعه آن کتابها نگذشته بود که اعتیاد دیگری به اعتیادهای روزانه پس از چک میل و وبلاگخوانی و آر. اس. اس و کامنت گذاری و اس. ام. اس و ... اضافه شد و آنهم دانلود کتابهای مناسب جهت استفاده در تلفن همراه بود.
کم کم متوجه شدم صاحب کتابخانه ای سیار در تلفن همراهم شده ام. کتابهای مختلفی اعم از زندگی نامه ها، دیوان اشعار و تفاسیر ابیات، رمان، کتابهای قصه کودکان، متون ادبیات عامیانه و ضرب المثلها، جملات قصار، قرآن و مناجات و ادعیه، آشپزی و گل آرایی، کتابهای مرجع (فرهنگ ها و واژه نامه ها به زبانهای مختلف)، کتابهای آموزشی (آموزش کامپیوتر، آییننامه راهنمایی و رانندگی، زبان انگلیسی)، نقشه شهرهای مختلف به همراه اطلاعات گردشگری آنها و حتی کتابهای تخصصی کتابداری و اطلاع رسانی!
نکته جالب در این کتابها این است که بعلت استفاده از زبان برنامه نویسی خاص (JAR و symbian) دارای حجم اندک اند و اختلالی در دیگر برنامه های تلفن همراه بوجود نمی آورند. این ویژگی بعلاوه امکانات بسیار دیگری چون، امکان تغییر فونت و سایز حروف کتاب، امکان گذاشتن چوبالف (Bookmark) در صفحه ای خاص، امکان کوچکسازی (Minimize) برنامه و استفاده از دیگر امکانات تلفن همراه، امکان گشودن و تورق چندین کتاب به طور همزمان، رابط کاربر (Interface) نسبتا خوب و مهمتر ازهمه قابلیت جستجو و بازیابی قوی بر جذابیت هرچه بیشتر استفاده از این نوع منابع افزوده است.
به نظر می رسد که پیشرفت سریع فناوری در این حوزه، به زودی ما را با نمونه های جدیدتر و توانمندتری آشنا خواهد کرد.
- حال با توجه به این واقعیت، این پرسش پیش می آید که کتابخانه و خدمات کتابداری تا چه حد می تواند تحت تاثیر این نوع از منابع قرار گیرد؟
- آیا کتابداران و یا کتابخانه های ما می توانند برنامه های خاصی جهت ارائه خدمات در رابطه با این نوع منابع داشته باشند؟
- چه تواناییها و برنامههای آموزشی لازم است تا جامعه کتابداری و اطلاع رسانی ما از قافله فنآوریها عقب نماند؟
نظر شما در این رابطه چیست؟
۲. فاصله مناسب زمانی از اطلاع رسانی تا برگزاری ( تا تمامی علاقه مندان امکان مطلع شدن را داشته باشند ) و زمان مناسب برای امکان شرکت بیشترین مدعوین - فراخوانهای مناسب و دعوت
۳. مدیریت توسط فردی که با انگیزه و انعطاف پذیری و متواضع باشد.
شما هم بقیه ایتم های لازم را اعلام فرمایید:
۴. ...
۵. ...
ادامه مطلب
اكنون كه اين يادداشت را مينويسم (ساعت 14:29) از طبقه نهم ساختمان گنجينه اسناد، آتشي را در در دويست متري سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران ميبينم كه حدود 5 دقيقه پيشتر آغاز شده بود. آتشي در بخش شمالي هتل 4 ستاره ارم در تقاطع بزرگراه همت و بزرگراه حقاني. بفاصله يك اتوبان از آرشيو ملي (در شرق) و يك تپه از كتابخانه ملي (در غرب). البته اكنون آتش، بياري آتش نشانان خاموش شده است. واقعأ كتابخانه ملي و آرشيو ملي چقدر از خطر آتش سوزي دورند؟
بسم الله الرحمن الرحیم
همکاران گرانمایه
پانزده سال پیش که آن سید بزرگوار مرا دعوت به همکاری کرد، فکر نمی کردم بتوانم از مدرسه دل بکنم و مقیم دیار کتاب و سند شوم. اما مهربانی ها و همکاری های شما بزرگواران چنان پایببندم کرد که اکنون دل کندن از این سو را سخت می نماید. آن همکاری های صمیمانه موجد و موجب طرح هایی در سطح ملی و هم چنین تحولاتی درون سازمان شد که افتخارش از آن شماست . خدای بزرگ را شاکرم که سال هایی ارزشمند را در کنار شما عزیزان به سر کرده ام . آشنایی و همراهی با شما را دارایی مغتنمی می دانم که تا آخر عمر بدان خواهم بالید.
اکنون که به خواست خودم تقاضای بازنشستگی کرده ام، خدای علیم را سپاسگزارم که تدبیر انسانی با تقدیرش موافق آمد و این کار عملی شد. در طول کار در سازمان ، هنری از خود سرغ نداشته ام اما شاید در پایان بخشیدن به کار به قول میکل آنژ سهمی از هنرمندی را دارا شوم. او به زیبایی می گوید که رمز هنر، اطلاع از زمان پایان بخشیدن به کار است!
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود،
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد ...
اگر کاستی و یا قصوری در فعالیت هایم داشته ام از ملت بزرگوار ایران که صاحبان اصلی این سازمان ملی هستند و همچنین از شما همکاران عزیز، بخشش و از پروردگار بزرگ طلب آمرزش دارم . اوست آمرزشگر مهربان.
آموخته ها و تجربیاتم را گرچه بسیار اندک است اما این کم را نیز از آن سازمان و جامعه کتابداری کشور دانسته همواره وظیفه خود می دانم که در صورت ضرورت آن را دریغ نورزم.
از ابراز لطف و مرحمت های روزهاي اخیر نیز کمال سپاسگزاری را دارم و برای همه شما آرزوی بهروزی و سرفرازی دارم . امیدوارم با همت والای شما بزرگواران این سازمان راه کمال پوید و به جایگاهی در خور شان ملت بزرگ ایران نائل آید.
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
هزار باده ناخورده در رگ تاک است
فریبرز خسروی
کتابدار و آرشیویست